معنی غیقة
7 بازدید
[ غَ قَ ] (اِخ) صاحب منتهی الارب آرد: غیقة دهی است قریب تنیس، و در قاموس آمده: غیقة قریة قرب تنیس، اما صاحب تاج العروس گوید بدین عبارت قاموس تصحیف و تحریف راه یافته و غیقة مصحف غیفه و تنیس محرف بلبیس است و بنابراین صحیح همان غیفة (به فاء) است -انتهی. رجوع به غیفة شود.[ غَ قَ ] (اِخ) شکم وادیی است متعلق به بنی ثعلبه. کُثَیِّر گوید: عفت غیقة من اهلها فجنوبها فروضة حسمی قاعها فکثیبها منازل من اسماء لم یعف رسمها ریاح الثریا خلفة فضریبها. (از معجم البلدان).[ غَ قَ ] (اِخ) جایی است در پشت حرةالنار که متعلق به بنی ثعلبةبن سعدبن ذبیان است. کُثَیِّر گوید: فلما بلغن المنتضی بین غیقة و یلیل مالت فاحز ألت صدورها. (از معجم البلدان). || بقولی غیقة میان مکه و مدینه در بلاد غفار است. || بقولی دیگر، زمین پهناور و پست در ساحل بحرالجار است و وادیهایی دارد. || ابن السکیت گوید: غیقة، حسی (آب فراهم شده در زیر ریگ) هایی است در ساحل دریا بالای عُذَیبَه. در جای دیگر گوید: غیقة آب کوچکی دارد که در آن درخت خرماست و بسوی کوه جهینةالاشعر امتداد دارد. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «غیقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر