معنی غیفان
8 بازدید
[ غَ یَ ] (ع مص) ناویدن درخت از چپ و راست. (منتهی الارب). تمایل و خمیدن درخت به چپ و راست با شاخه های خود. (از اقرب الموارد).[ غَ / غَ یْ یَ ] (ع اِمص) راه رفتن به تکبر و تبختر و نشاط. المرح فی السیر. (از اقرب الموارد). صاحب منتهی الارب غیفان را بمعنی درخت و چوب آتش زنه آورده است و فیروزآبادی در قاموس گوید غیفان، مرخ (درخت آتش زنه) است، ولی صاحب تاج العروس بر آن است که در کلمهٔ مرخ تصحیف روی داده و صحیح آن «مَرَح» است؛ یعنی مرح فی السیر (تبختر در راه رفتن)، و لسان العرب نیز همین معنی را تأیید میکند.
کلمات همقافیه با «غیفان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر