معنی غیط
6 بازدید
[ غَ ] (ع مص) فروشدن در چیزی و درآمدن و پوشیده و ناپدید گردیدن. درآمدن چیزی در چیزی. (منتهی الارب). داخل شدن. غَوط. || (اِ) بستان. باغ. (از اقرب الموارد). باغ. باغ میوه. ج، غیطان. (دزی ج ۲ ص ۲۳۵). || کشت زار. زمین محصور کاشته شده. || زمین صیفی کاری. جالیز. ج، غیطان. || غیط بصل؛ زمین پیازکاری. || غیطالارانب؛ محل فراهم آمدن خرگوشان. (دزی ج ۲ ص ۲۳۵).
کلمات همقافیه با «غیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر