معنی غیش
8 بازدید
(اِ) غم و اندوه بسیار و بدحالی فراوان. (برهان قاطع) (از جهانگیری) (از انجمن آرا) (فرهنگ رشیدی). در فرهنگ شعوری شاهدی نیز آمده است. رجوع به همین فرهنگ (ورق ۱۸۷ الف) شود. || هر چیز انبوه را گویند، مانند بیشه و جنگل و غیر آن. (برهان قاطع) (از جهانگیری). هرچه انبوه بود مانند بیشه و جز آن. (از فرهنگ رشیدی). انبوه بودن چیزی مانند بیشه و جنگل. (انجمن آرا) (آنندراج). اصل کلمه «وغیش» است که در شعر شاهد از اسدی و سوزنی خطا خوانده اند. رجوع به وغیش شود. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «غیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر