معنی غیرزاد
7 بازدید
[ غَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) (از: غیر، غر +زاد) روسپی زاده. غرزاد. (ناظم الاطباء). حرامزاده. رجوع به غرزاد و «غر» و فرهنگ شعوری ج ۲ ورق ۱۸۶ ب شود.
کلمات همقافیه با «غیرزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر