معنی غیایة
7 بازدید
[ غَ یَ ] (ع اِ) سایهٔ میغ و سایهٔ آفتاب بامداد و شبانگاه و سایهٔ علم. (مهذب الاسماء). سایه بان و هرچه بالای سر سایه کند، مانند: ابر و غبار و تاریکی و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). و منه الحدیث: تجی ء البقرة و آل عمران یوم القیمة کأنهما غامتان و غیایتان. (منتهی الارب). ج، غَیایات. (اقرب الموارد). || روشنایی شعاع آفتاب. (منتهی الارب) (آنندراج). روشنی پرتو آفتاب نه خود پرتو. (از اقرب الموارد). || تک چاه. (منتهی الارب) (آنندراج). قعر چاه. (از اقرب الموارد). با «غیابة» مقایسه شود.[ غَ یَ ] (اِخ) جایی است به یمامه. (منتهی الارب) (آنندراج). تلی است نزدیک یمامه در دیار قیس بن ثعلبه. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «غیایة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر