معنی غیاصة
4 بازدید
[ صَ ] (ع مص) به آب فروشدن. (تاج المصادر بیهقی) (مجمل اللغة). در آب فروشدن. (منتهی الارب). فرورفتن در آب. زیر آب رفتن. غَوص. غیاص. مَغاص. (اقرب الموارد). رجوع به غوص شود. || غواصی کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). عمل غواص. (از اقرب الموارد). به دریا فروشدن. (مجمل اللغة). رجوع به غَوّاص شود.
کلمات همقافیه با «غیاصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر