معنی غیاث قافیه

معنی غیاث قافیه

5 بازدید
[ ثِ یَ ] (اِخ) شاعر هرات بود. وجه تسمیهٔ او به «قافیه» این بود که غزل یا قصیده ای را بدون توجه به قافیه میسرود و اگر شخص دیگری قافیه ای پیدا میکرد که او نگفته بود با زر آن را میخرید و در شعر خود داخل میکرد. دو بیت زیر از اشعار او در مدح خواجه حبیب اللََّه ساوجی است: خواجهٔ عالی گهر بنشسته با نور صفا جامهٔ آب نباتی در برش ابر سفید آدمی از ساوه خیزد وز هری بغض و حسد عودی تر از جنابد سیب از بشر سفید. ظاهراً در جنابد (گناباد) امرود را عودی میگویند و «بشر» دهی در خراسان است. (از تحفهٔ سامی ص ۱۶۱).

کلمات هم‌قافیه با «غیاث قافیه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید