معنی غیاث استرآبادی

معنی غیاث استرآبادی

7 بازدید
[ ثِ اِ تَ / تِ ] (اِخ) (مولانا...) از مردم استرآباد بود و در همین ولایت با صادقی کتابدار صاحب مجمع الخواص مصاحبت داشت. این ابیات از اوست: خونین کفن به عرصهٔ محشر مرو غیاث تا از تو خجلتی نبود قاتل ترا نامت ز رشک پیش کسی چون نمیبرم آیا سراغ از که کنم منزل ترا؟ * شرمسارم ز رفیق شب هجران تا کی او گریبان مرا دوزد و من پاره کنم. مضمون بیت اخیر از مولانا شریف تبریزی است که گوید: همنشین چاک گریبان مرا هرچند دوخت از نظر نارفته بازم چاک در دامان رسید. ظاهراً صاحب نتایج الافکار وی را با غیاث الدین محمد بزمی اشتباه کرده است. رجوع به مجمع الخواص ص ۲۵۰، نتایج الافکار ص ۱۰۲ و الذریعه ذیل «دیوان غیاث الاسترآبادی» شود.

کلمات هم‌قافیه با «غیاث استرآبادی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید