معنی غیاثآباد
7 بازدید
(اِخ) دهی است جزء دهستان بهنام سوخته بخش ورامین شهرستان تهران که در ۱۲هزارگزی شمال خاوری ورامین و یک هزارگزی راه شوسهٔ ورامین به شریف آباد قرار دارد. جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۱۵۴ تن است که فارسی زبانند. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، صیفی کاری و چغندرقند است. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و از طریق جلیل آباد ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).(اِخ) دهی است جزء دهستان فراهان پایین بخش فرمهین شهرستان اراک که در ۱۱هزارگزی جنوب باختری فرمهین و ۶هزارگزی راه مالرو عمومی قرار دارد. جلگه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۹۲۷ تن است که فارسی زبانند. آب آن از قنات است. محصول آن غلات، بنشن، میوه و لبنیات است. شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا قالیچه بافی است. راه مالرو دارد و از آهنگران اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).(اِخ) دهی است جزء دهستان خورش رستم بخش شاهرود شهرستان هروآباد که در ۱۹هزارگزی جنوب خاوری هشجین و ۴۱هزارگزی شوسهٔ هروآباد به میانه قرار دارد. کوهستانی و معتدل است. سکنهٔ آن ۵۵ تن است که ترک زبانند. آب آن از چشمه است. محصول آن غلات. شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).(اِخ) دهی است از دهستان قراتورهٔ بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج که در ۲۰هزارگزی خاور دیواندره، کنار رودخانهٔ قزل اوزن قرار دارد. کوهستانی و سردسیر است. سکنهٔ آن ۱۶۰ تن است که کردزبانند. آب آن از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ شهرستان ملایر که در ۱۵هزارگزی باختری شهر ملایر و ۶هزارگزی شمال راه شوسهٔ ملایر به همدان قرار دارد. جلگه و معتدل است. ۵۶ تن سکنه دارد که بزبانهای ترکی و فارسی سخن میگویند. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان آنجا قالیبافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).(اِخ) دهی است جزء دهستان میربیگ بخش دلفان شهرستان خرم آباد که در ۵۱هزارگزی شمال باختری نورآباد، و ۲۴هزارگزی باختر شوسهٔ خرم آباد به کرمانشاه قرار دارد. دامنه و سردسیر است. سکنهٔ آن ۲۱۰ تن است که به لکی و فارسی سخن میگویند. آب آن از چشمه هاست. محصول آن غلات، لبنیات و پشم است. شغل اهالی زراعت، گله داری و صنایع دستی زنان آنجا سیاه چادربافی است. راه مالرو دارد. ساکنان آن از طایفهٔ شاهوند هستند و در زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).(اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان فسا که در ۱۲هزارگزی جنوب خاوری فسا و ۵۰۰گزی راه شوسهٔ جهرم به فسا قرار دارد. جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۷۷۵ تن است که فارسی زبانند. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، پنبه و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و قالیبافی است. دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).(اِخ) دهی است جزء دهستان کربال بخش زرقان شهرستان شیراز که در ۷۸هزارگزی جنوب خاوری زرقان و ۷هزارگزی راه فرعی خرامه به سهل آباد خیر قرار دارد. آب آن از رود کر تأمین میشود. محصول آن غلات و برنج. شغل اهالی زراعت است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).(اِخ) دهی است جزء دهستان خفرک بخش زرقان شهرستان شیراز که در ۵۲هزارگزی شمال خاوری زرقان و ۲هزارگزی راه فرعی خفرک به تخت طاووس قرار دارد. جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۷۰ تن است که فارسی زبانند. آب آن از رودخانهٔ سیوند و قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و چغندر. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).(اِخ) ده کوچکی است از دهستان ابراهیم آباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان که در ۱۲هزارگزی جنوب سعیدآباد، سر راه فرعی بافت به سیرجان واقع است. و ۱۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).(اِخ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان که در ۳۶هزارگزی شمال کرمان و ۳هزارگزی خاور راه فرعی چترود به کرمان واقع است. ۱۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).(اِخ) ده کوچکی است از دهستان سربنان بخش زرند شهرستان کرمان که در ۴۸هزارگزی شمال خاوری زرند و ۸هزارگزی خاور راه مالرو زرند به داور (ظ: داورانوئیه) واقع است. ۶ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).(اِخ) ده کوچکی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان که در ۴۰هزارگزی شمال باختری رفسنجان، کنار راه مالرو رفسنجان به بافق واقع است. پنج خانوار سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).(اِخ) دهی است جزء دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه که در ۳۲هزارگزی شمال باختری رود و یکهزارگزی باختر راه شوسهٔ عمومی تربت به سلامی واقع است. دشت و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۲۷۰ تن است که فارسی زبانند. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، پنبه و زیره است. شغل اهالی زراعت، گله داری، قالیچه و کرباس بافی است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) دهی است جزء دهستان تبادکان بخش حومهٔ شهرستان مشهد که در ۱۴هزارگزی خاور مشهد و یکهزارگزی شمال کشف رود واقع است. جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۲۰۶ تن است که فارسی زبانند. آب آن از رودخانه تأمین میشود. محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).(اِخ) دهی است جزء دهستان حومهٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین که در ۳هزارگزی شمال قزوین قرار دارد. دامنه و معتدل است. سکنهٔ آن ۷۹ تن است که به فارسی و ترکی سخن میگویند. آب آن از قنات و رودخانه تأمین میشود و بازار دارد. محصول آن غلات و عدس. شغل اهالی زراعت است. راه نیمه شوسهٔ ماشین رو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).(اِخ) دهی است جزء دهستان قشلاق بزرگ بخش گرمسار شهرستان دماوند که در ۵هزارگزی باختر گرمسار و ۴هزارگزی ایستگاه گرمسار قرار دارد. جلگه و معتدل است. سکنهٔ آن ۷۹ تن است که به زبانهای فارسی و ترکی الیکائی سخن میگویند. آب آن از حبله رود است. محصول آن غلات، پنبه، بنشن و لبنیات است. شغل اهالی زراعت، گله داری، قالیچه، گلیم و جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. تپه ای به نام غول دارد که در قدیم آبادی بوده است. ساکنان آن از ایل الیکائی و اصانلو هستند. برخی از آنان در تابستان به ییلاق دماوند میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
کلمات همقافیه با «غیاثآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر