معنی واژه غیابة
5 بازدید
[ بَ ] (ع مص) درآمدن چیزی در چیزی. (منتهی الارب). فروشدن چیزی در چیزی و ناپدید گردیدن. (از اقرب الموارد). غَیاب. غِیاب. غیبت. غُیوبَت. (اقرب الموارد).[ غَ بَ ] (ع اِ) تک چاه و وادی. (منتهی الارب). کنج چاه. (تفسیر کشف الاسرار ج ۵ ص ۱۴). تاریکی. (ترجمان علامهٔ جرجانی تهذیب عادل) (مهذب الاسماء). ج، غیابات. (مهذب الاسماء) (اقرب الموارد). عمق و تک چاه و غیره. (آنندراج) (غیاث اللغات). قعر چاه و دره. (از اقرب الموارد): {/Bوَ أَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیََابَتِ اَلْجُبِّ . ۴-۱۰۱۲:۱۵/}(قرآن ۱۲/۱۵). رجوع به غَیابَت شود. || وقعنا فی غیابة؛ یعنی در زمین پست و گودال افتادیم. || آنچه بپوشد ترا از چیزی. غیابة کل شی ء؛ ما یسترک منه. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). آنچه ترا از دیدن یا درک چیزی بازدارد. || قبر. گور. غَیاب. (از اقرب الموارد).