معنی غژغژان
7 بازدید
[ غَ غَ ] (نف، ق) خزان. خزنده. (ناظم الاطباء). در حال سریدن با نشیمن : غژغژان آمد به سوی طفل طفل وارهید از اوفتادن سوی سفل.مولوی. پس ز گنج آخر آمد غژغژان روی بر پایش نهاد آن پهلوان.مولوی.
کلمات همقافیه با «غژغژان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر