معنی واژه غویر
5 بازدید
[ غُ وَ ] (ع اِ مصغر) مصغر غار یعنی سمج خرد و کوچک. (ناظم الاطباء). مصغر غار. «زباء» گفته است: عسی الغویر ابؤساً. رجوع به منتهی الارب و معجم البلدان و غار و غویر (اِخ، نام جایی بر فرات) شود. || مصغر غَور بمعنی زمین نشیب. (از معجم البلدان). رجوع به غَور شود.[ غُ وَ ] (اِخ) آبی است مر بنی کلب را. (منتهی الارب). آبی است متعلق به «کلب» که در زمین سماوه میان عراق و شام قرار دارد، و بقولی آبی است میان عقبه و قاع در راه مکه که در آن برکه ای و قبه هایی است متعلق به ام جعفر، و به زبیدیه معروف است. (از معجم البلدان). رجوع به منتهی الارب شود.[ غُ وَ ] (اِخ) نام جایی است در شعر هذیل، به عین مهمله نیز گفته اند. عبدمناف بن ربع هذلی گوید: أَلا أَبلغ بنی ظفر رسولاً و ریب الدهر یحدث کل حین أَحقاً أَنکم لما قتلتم ندامای الکرام هجرتمونی؟ فان لدی التناضب من غویر أَباعمرو یخر علی الجبین. (از معجم البلدان).[ غُ وَ ] (اِخ) نام جایی است بر فرات. (از معجم البلدان). از این است مثل: عسی الغویر ابؤساً؛ یعنی غویر بلای جانکاه گشت. در حق چیزی گویند که از آن بدی و سختی متصور گردد. (منتهی الارب) (آنندراج). یاقوت از قول ابی علی وشانی آرد: کأنه قال: عسی الغویر مهلکاً؛ یعنی شاید غویر هلاک کننده است. و ابؤساً حال است. و غویر وادیی است. و ابن خشاب گوید: غویر مصغر غار، و اَبؤُس جمع بأس است، و معنی آن است که «زباء» پناهگاهی داشت و هنگام خطر بدان پناهنده میشد. چون در داستان «قصیر» بدانجا رفت ترسید و گفت: عسی الغویر ابؤسا؛ یعنی شاید این غار کوچک مهلک باشد. اما در این عبارت شذوذ است، زیرا خبر «عسی» اسم آمده، و می بایست گفته شود: عسی الغویر أن یهلک، یا نظیر آن، لیکن وی (زباء) در مورد مثل گفته است و مثل غالباً در اصل خود میماند. (از معجم البلدان). رجوع به العقد الفرید ج ۳ ص ۵۹ شود.