معنی غوکان
7 بازدید
(اِ) وزغ. (ناظم الاطباء) (اشتینگاس). || جِ غوک. وزغان. (ناظم الاطباء). رجوع به وزغ، غوک و قورباغه شود.
کلمات همقافیه با «غوکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر