معنی واژه غوله
6 بازدید
[ لَ / لِ ] (اِ) بمعنی غولَک. (فرهنگ جهانگیری) (برهان قاطع) (آنندراج). غُلَّک. طَبل. کولک. قُلَّک. رجوع به غولک و قلک شود. || انبار غله. (فرهنگ جهانگیری) (برهان قاطع) (آنندراج): خشک زارا که کشتزار بود هر کجا غوله غوله زار بود. سنایی (از فرهنگ جهانگیری).[ غَ / غُو لَ / لِ ] (ص) مردم خام بیعقل. (فرهنگ جهانگیری). مردم بیعقل و خام و کودن. (برهان قاطع). با کلمهٔ خُل مقایسه شود. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).