معنی غولدار
6 بازدید
(نف مرکب) دارندهٔ غول. - راه یا بادیهٔ غولدار؛ راهی یا بادیه ای که غول داشته باشد. - || کنایه از جهان مادی و دنیا: این راه غولدار و پل هفت طاق را تا چارسوی هشت جنان چون گذاشتی؟ خاقانی. آن شب که سوی کعبهٔ خلوت نهاد روی این غولدار بادیه را کرد زیر پا.خاقانی.
کلمات همقافیه با «غولدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر