معنی غوغایی

معنی غوغایی

7 بازدید
[ غَ / غُو ] (ص نسبی) هنگامه ساز و فتنه انگیز. (ناظم الاطباء). آنکه فتنه جوید و فساد انگیزد. شرطلب. شرانگیز. فتنه انگیز. آشوبگر. رجوع به غوغا و غوغاء شود: و این مشتی بازاری غوغائی خارجی طبع ناصبی ... را چه محل باشد ...؟ (کتاب النقض ص ۴۱۵). در حال خواص سلطان و غلامان امیر عباس غازی برفتند و بسیاری را بگرفتند و سه غوغایی قزوینی را درآویختند. (کتاب النقض ص ۴۸۶). شه غوغایی غوغاشکن کز حکم تیر او بنات النعش بر گردون ز پروین بشکند غوغا. سوزنی (از آنندراج). زلفت چو هر غوغاییی، چون زیر هر سوداییی چشمت به هر رعناییی، آب رخ ما ریخته. خاقانی. ای در دل سودائیان از غمزه غوغا داشته من کشتهٔ غوغاییان دل مست سودا داشته. خاقانی. نعمتش خوردند وز کفران چو غوغایی شدند سود بر ادبار و ناپاکی و کفران کس نکرد. ؟ (راحةالصدور راوندی). ز رنج خاطر صاحبدلان نیندیشد که پیش صاحب دیوان برند غوغایی. سعدی (بدایع). - غوغاییان گلبن؛ کنایه از بلبلان است. (غیاث اللغات) (منتهی الارب). || طایری است بزرگتر از گنجشک و درازدم و خاکی رنگ. چشم او اندکی سیاه است، و قسمی از آن خرد و کوچک است و آن را کلیر نامند و چشم کلیر سفید است، و چون بسیار شور و غوغا میکند آن را غوغایی نامیده اند. (محیط اعظم از فرهنگ نظام).

کلمات هم‌قافیه با «غوغایی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید