معنی غوطة
6 بازدید
[ غَ طَ ] (ع اِ) زمین پست هموار. (منتهی الارب) (آنندراج). زمین پست و گودال. وهدة. || اسم مرت از غَوط است. (از اقرب الموارد). رجوع به غَوط در معنای مصدری شود. به معانی کندن، درآمدن در چیزی، غایب و ناپدید شدن، و فرورفتن در آب.[ طَ ] (ع اِ) زمین پست هموار. ج، غیطان، اَغواط. ابن اعرابی گوید: غوطه جای فراهم شدن گیاه است، و ابن شمیل گوید: گودالی که در زمین هموار و پست باشد. (از معجم البلدان). || (معرب، اِ) نقرس. وجع المفاصل . (دزی ج ۲ ص ۲۳۱).[ طَ ] (اِخ) غوطهٔ دمشق . شهر دمشق یا شهرستانی است از آن. (منتهی الارب) (آنندراج). نام ناحیتی که دمشق جزء آن است. پیرامون آن ۱۸ میل است و کوههای بلند آن را از هر سو فراگرفته اند، بخصوص قسمت شمالی آن که کوههایی بسیار بلند دارد. آبهای غوطه از همین کوهها بیرون آیند و نهرهایی تشکیل دهند و باغها و کشتزارها را سیراب کنند. سرزمین غوطه همه درختان و چشمه ها است و مزارع مستغل در آنجا کم است. این ناحیه یکی از زیباترین و باصفاترین شهرهای دنیا، و یکی از جنات اربعهٔ روی زمین یعنی صغد (سغد)، ابلة، شعب بوان و غوطه، و بهترین آنهاست. ابن قیس رقیات گوید: اجلک اللََّه و الخلیفة بال غوطة داراً بها بنوالحکم المانعو الجار أن یضام، فما جار دعا فیهم بمهتضم. و نیز گوید: اقفرت منهم الفرادیس فالغو طة ذات القری و ذات الظلال فضمیر فالماطرون فحورا ن قفار بسابس الاطلال. (از معجم البلدان چ دار صادر -دار بیروت). غوطه باغهایی است که دمشق را احاطه کرده اند و از رودخانهٔ بَرَدی سیراب میشوند. در این باغها میوه هایی بسیار خوش و مطبوع بخصوص زردآلو به بار می آیند. در زمانهای بسیار قدیم این ناحیه مسکن بنی غسان بوده است. (از اعلام المنجد). رجوع به قاموس الاعلام ترکی، فهرست الحلل السندسیة ج ۱ و ۲، تاریخ سیستان ص ۱۳۳، فهرست حبیب السیر چ خیام، الموشح ص ۱۴۲، فهرست العقد الفرید، نخبة الدهر دمشقی، نزهة القلوب چ لیدن ج ۳ ص ۷۹ و ۱۲۹ و ۲۴۹، المعرب جوالیقی ص ۵۹ حاشیهٔ ۱ و کتاب غوطة دمشق تألیف محمد کردعلی چ دمشق ۱۹۵۲ م. شود.[ طَ ] (اِخ) (الـ ...) شهری است در بلاد طی ء از آن بنی لام که نزدیک جبال صبح از آن بنی فزاره واقع است. (از معجم البلدان). رجوع به مادهٔ بعدی شود.[ طَ ] (اِخ) (الـ ...) آبی است از آن بنی عامربن جوین طائی که به بدی و شوری معروف است. این غوطه را با «غوطه» شهری در بلاد طی ء غوطتان نامند. (از معجم البلدان).[ طَ ] (اِخ) (الـ ...) زمینی است نرم و سپید ازآن بنی ابی بکر که سوار به دو روز طی کردن آن نتواند، و در آن آبهای بسیار و زمینهای سبز و خرم و کوهها قرار دارند. (از معجم البلدان).[ طَ ] (اِخ) نام نهری در دوزخ، در حدیث آمده: من مات مدمن خمر سقاه اللََّه من نهر الغوطة؛ (یعنی هرکه بمیرد در حال افراط در میخواری، خداوند او را از چشمهٔ غوطة سیراب کند). قیل: یا رسول اللََّه ما نهر الغوطة؟ قال: نهر یجری من فروج المومسات یوذی اهل النار ریح فروجهم. (از ناظم الاطباء) (مسند احمدبن حنبل ج ۴ ص ۳۹۹).
کلمات همقافیه با «غوطة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طة» برای سرودن شعر