معنی غوریدن
6 بازدید
[ دَ ] (مص) تحریص کردن به جنگ. (آنندراج) (از ناظم الاطباء). || هزیمت دادن. || تسلی یافتن. (آنندراج). || قانع شدن و راضی و خشنود گشتن. (از ناظم الاطباء). || سیر شدن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «غوریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر