معنی غورهزار
7 بازدید
[ رَ / رِ ] (اِ مرکب) جایی که در آن غوره باشد: ایاز نوشخند او را پسر بود که دزد غوره زار او شکر بود. حکیم زلالی (از بهار عجم).
کلمات همقافیه با «غورهزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر