معنی غورزه
6 بازدید
[ غِ وِ زِ ] (اِخ) دهی است از دهستان آلحرم بخش کنگان شهرستان بوشهر که در ۱۱۰هزارگزی جنوب خاوری کنگان و ۴هزارگزی شوسهٔ سابق بوشهر به لنگه قرار دارد. جلگه و گرمسیر است. سکنهٔ آن ۲۸۰ تن که بزبانهای فارسی و عربی سخن میگویند. آب آن از چاه تأمین میشود. محصول آن غلات، خرما و تنباکوست. شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «غورزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر