معنی غوانی
5 بازدید
[ غَ ] (ع ص، اِ) جِ غانیة، بمعنی زنی که بشوی خود خوش باشد و بحسن خویش از زیور و آرایش بی نیاز بود. (غیاث اللغات) (آنندراج) (اقرب الموارد) غَوانٍ. (از اقرب الموارد). رجوع به غانیة شود. || زنان آوازخوان. (از اقرب الموارد): بزی با امانی و حور قبابی برود و غوانی و لحن اغانی.منوچهری. مقام غوانی گرفته نوایح بساط عنادل سپرده عناکب.امیرمعزی. مصاحبت غوانی و مداومت شراب ارغوانی. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «غوانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر