معنی غواسق
6 بازدید
[ غَ سِ ] (ع اِ) (اصطلاح فلسفهٔ اشراق) جهات فقری و ظلمانی انوار ناقص بالنسبة بنور کامل است، آنچه باعث تکثر و تحدید انوار میگردد و مقدار و کمیت و هیئت و شکل از آن حاصل میشود. به این بیان که از نورالانوار جز نور اقرب به آن صادر نشود، و آنچه صادر شده نور محض نیست وگرنه تکثر در نور حاصل آید و آن محال است و همچنین برزخ واحد و محض نیست وگرنه وجود بهمان متوقف گردد، بنابراین در نور اقرب (صادر اول) دو جهت محقق میشود یکی جنبهٔ برزخی که تکثر از ناحیهٔ اوست و دیگر جنبهٔ نور مجردی. پس از جهت انتساب به اول (نورالانوار) غناء و تجرد دارد و از جهت ذات فقر و ظلمت و بعد و تکثر حاصل آید، و همین امور برزخیه را که در انوار ناقصه تحقق دارد، غواسق گویند، چنانکه آن را در فلسفهٔ مشاء ماهیت نامند و تکثرات در سلسلهٔ طولیهٔ عقول عشره و سایر عوالم از آن ناشی میگردد. رجوع به حکمت اشراق ص ۱۰۹، ۱۱۷، ۱۳۳، ۱۴۸، ۲۲۲، ۲۲۳، ۲۲۵ و غاسق شود.
کلمات همقافیه با «غواسق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سق» برای سرودن شعر