معنی غوار
6 بازدید
[ غِ ] (ع مص) تاراج کردن. (منتهی الارب). غارت. (از اقرب الموارد). رجوع به غارت و غارة شود. || یکدیگر را غارت کردن. مغاورة. (المصادر زوزنی). به این معنی مصدر دوم باب مفاعله است.[ غَ وْ وا ] (ع ص) آنکه مشق دویدن میکند. مسابقه کننده در دویدن. || (اِ) زمین باتلاقی. || گرداب. غرقاب. (دزی ج ۲ ص ۲۳۰).
کلمات همقافیه با «غوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر