معنی واژه غنچهٔ آب
7 بازدید
[ غُ چَ / چِ یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) حباب. (فرهنگ رشیدی). کنایه از حباب. (انجمن آرا). حباب آب. (آنندراج). کنایه از حباب است و آن شیشه مانندهایی باشد که در وقت باریدن باران در روی آب بهم زنند. (برهان قاطع). غنجهٔ آب. حبابه. سوارک. کوپله. غوزه. غوزهٔ آب.