معنی غنفری
5 بازدید
[ غَ فَ ] (ص نسبی) منسوب به غنفر. رجوع به غنفر (اِخ) شود.[ غَ فَ ] (اِخ) حسن بن بشربن اسماعیل بن غدق بن حبتربن غنفر، مکنی به ابومحمد. شیخ مصری است از عبدالغنی بن سعید. عنفری به عین مهمله نیز گفته اند. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۱۸۰).
کلمات همقافیه با «غنفری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر