معنی غندور
5 بازدید
[ غَ ] (ع ص) جوان که با تبختر و ناز راه رود. (از منجد الطلاب). مؤنث آن غندورة. رجوع به غندورة شود. دزی در ذیل قوامیس العرب (ج ۲ ص ۲۲۹) گوید: غندور جوانی است که وضع پستی داشته باشد و در رفتار خود ظاهرسازی کند و ظرافت بخرج دهد، دوستانش او را احمق و خوشگذران و ظاهرآرا شمارند. وی تظاهر به پردلی و شهامت کند و میکوشد تا دختران او را بپسندند، و بشرط آنکه پول داشته باشد سخی و جوانمرد است، و همچنین دخترانی را که شبیه صفات مزبور را داشته باشند نیز غندور گویند. ج، غنادیر، غَنادِرة. رجوع به دزی ج ۲ ص ۲۲۹ شود.
کلمات همقافیه با «غندور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر