معنی غندلی
7 بازدید
[ غُ دَ ] (اِخ) محمدبن سلیمان بن منصوربن عبداللََّه غندلی ازرق. محدث است و به ابن غندلک شهرت دارد. از علی بن اسماعیل بن ابی نجم روایت کند. و ابوالفتح بن مسرور بلخی از او روایت دارد. وی ثقه بود. (از اللباب فی تهذیب الانساب ج ۲ ص ۱۸۰) (تاج العروس).
کلمات همقافیه با «غندلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر