معنی غنج و دلال
6 بازدید
[ غَ جُ دِ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) ناز و غمزه و عشوه. رجوع به غنج و هم دِلال شود: با خود اندیشیدن که زن مرا هم جمال است و هم غنج و دلال. (سندبادنامه ص ۱۷۶).
کلمات همقافیه با «غنج و دلال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر