معنی غنجیدن
7 بازدید
[ غُ دَ ] (مص) فحش گفتن. (آنندراج). زشت گفتن. زشت گویی کردن. (ناظم الاطباء). || هزل و بازی نمودن. (آنندراج). بذله گویی کردن. بازی کردن. || استهزاء کردن. (ناظم الاطباء). || ناز و غمزه کردن. (از فرهنگ شعوری ج ۲ ورق ۱۹۰ ب). ظاهراً مصدر جعلی از غنج بمعنی ناز و غمزه است.
کلمات همقافیه با «غنجیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر