معنی غنة
6 بازدید
[ غُ نْ نَ ] (ع اِ) آواز در بینی. (منتهی الارب). آواز بینی. (دهار). گرفتگی در آواز. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). آوازی که از خیشوم بیرون آید. (از قطر المحیط). منگیدن. (منتهی الارب ذیل خُنّة). - ادغام بلاغنه و مع الغنه؛ هرگاه تنوین یا نون ساکن به یکی از حروف دوگانهٔ «ل» و «ر» برسند ادغام بلاغنه است، مانند: لم یکن له، و هرگاه به یکی از حروف چهارگانهٔ «یمون» برسند ادغام مع الغنه است، مانند: هذا کتابٌ مبین. رجوع به ادغام شود. || تحریری است از موسیقی که در هنگام غنا و سراییدن بخیشوم بینی و دماغ ادا کنند. (غیاث اللغات) (آنندراج): مجلس ز پری رویان چون بزم سلیمانی با غنهٔ داودی مرغان خوش الحانی.خاقانی. ای عندلیب جانها طاووس بسته زیور بگشای غنچهٔ لب بسرای غنهٔ تر.خاقانی. می چو عیسی و ز رومی ارغنون غنهٔ انجیل خوان برخاسته. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۴۷۵). - ارباب غنه؛ آوازخوانان : گویند که ایشان را با مغنیان و ارباب غنه خوش بوده. (مزارات کرمانی ص ۹۰).
کلمات همقافیه با «غنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر