معنی غناج
6 بازدید
[ غِ ] (ع اِ) دخان نیل. (منتهی الارب) (آنندراج). بوی پیه که در خالکوبی برای سیاه کردن محل خالکوبی از آن استفاده میکنند.دخان النؤور الذی تجعله الواشمة علی خضرتها لتسود. (اقرب الموارد) (تاج العروس).[ غُ ] (ع اِ) کرشمه. (منتهی الارب). ناز و غمزه. دَلال. غُنج. غُنُج. (اقرب الموارد).[ غَ نْ نا ] (اِخ) شهرکی است در نواحی شاش (چاچ) در ماوراءالنهر. (از معجم البلدان) (قاموس الاعلام ترکی) (انساب سمعانی). آن را فلندوس نیز گویند. (انساب سمعانی ورق ۴۱۱ الف).
کلمات همقافیه با «غناج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر