معنی غمیصاء

معنی غمیصاء

7 بازدید
[ غُ مَ ] (اِخ) یکی از دو ستارهٔ شعری، و آن را غَموص نیز نامند و من احادیثهم: ان الشعری العبور قطعت المجرة فسمیت عبوراً، و بکت الاخری علی اثرها حتی غمصت فسمیت غمیصاء. (منتهی الارب). نام دیگر شِعرای شامی است و آن کوکبی است روشن از قدر اول در صورت کلب اصغر (از جهان دانش). رمیصاء. بزرگترین از دو کوکب ذراع مقبوضه. یکی از اختا سهیل. رجوع به التفهیم ص ۸۷ و کلمهٔ عَبور شود.
[ غُ مَ ] (اِخ) رمیصاء. نام ام سلیم دختر ملحماء است. وی مادر انس بن مالک و از صحابیات بود. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ غُ مَ ] (اِخ) جایی است در بادیهٔ عرب نزدیکی مکه که مسکن بنی جذیمةبن عامربن عبدمناةبن کنانه بود. خالدبن ولید در عام الفتح گروه بسیاری از ایشان را کشت، رسول خدا گفت: «اللهم انی ابرأ الیک مما صنع خالد». آنگاه بوسیلهٔ علی (ع) دیهٔ کشته شدگان را داد. زنی از ایشان گوید: و لولا مقال القوم للقوم اسلموا للاقت سلیم یوم ذلک ناطحا لماصعهم بشر و اصحاب جحدم و مرّة حتی یترکوا الامر صابحا فکائن تری یوم الغمیصاء من فتی اصیب و لم یجرح و قد کان جارحا الظت بخطاب الایامی و طلقت غداتئذ منهن من کان ناکحا. دیگری گوید: و کائن تسری بالغمیصاء من فتی جریحاً و لم یجرح و قد کان جارحا. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «غمیصاء»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اء» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید