معنی غمگین داشتن
7 بازدید
[ غَ تَ ] (مص مرکب) غمگین کردن. اندوهناک کردن : تو دل را بدین کار غمگین مدار میان دو ابرو پر از چین مدار.فردوسی. تهمتن بدو گفت کای شهریار دلت را بدین کار غمگین مدار.فردوسی. دل از دیری کار غمگین مدار تو نیکی طلب کن نه زودی کار. اسدی (گرشاسب نامه).
کلمات همقافیه با «غمگین داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر