معنی غمگن

معنی غمگن

6 بازدید
[ غَ گِ ] (ص مرکب) مخفف غمگین. با غم و اندوه. صاحب غم. محزون. رجوع به غم و غمگین شود: ای آنکه غمگنی و سزاواری وندر نهان سرشک همی باری.رودکی. هر آنجا که ویران بد آباد کرد دل غمگنان از غم آزاد کرد.فردوسی. برون کرد باید ز دلها نهیب گزیدن مر این غمگنان را شکیب.فردوسی. بمن بخش ری را خرد یاد کن دل غمگنان از غم آزاد کن.فردوسی. همه تا کوشد اندر آن کوشد که دل غمگنی کند شادان.فرخی. خانهٔ او بهشت شد که در او غمگنان را ز غم کنند آزاد.فرخی. چرا بگرید زار ار نه غمگن است غمام گریستنش چه باید که شد جهان پدرام. عنصری. صحبت بدخو همه رنج است از آن یارش ازو غمگن و او غمگن است. ناصرخسرو. چو نیک و بدش نیست باقی چه باشی به نیک و بدش غمگن و شادمانه. ناصرخسرو. گر گنهم بخشی و گر سر بری زین نشوم غمگن و زآن شادمان.خاقانی. گر گونهٔ غمگنان ندارم زآن نیست که هستم از تو خرم دانی ز چه سرخ رویم ایراک بسیار دمیدم آتش غم. خاقانی (از آنندراج). منم خرم و یک فتاده ست نقشم شما غمگن و نقشتان شش فتاده ست. خاقانی.

کلمات هم‌قافیه با «غمگن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «گن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید