معنی غمو
7 بازدید
[ غَ مْ وْ ] (ع مص) فروگرفتن خانه را به گل و چوب. (منتهی الارب). پوشیدن خانه را به گل و چوب. غَمْیْ. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «غمو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مو» برای سرودن شعر