معنی غمم
6 بازدید
[ غَ مَ ] (ع مص) فروگرفتن موی پیشانی و قفا را. (منتهی الارب). || از عیوب خلقیهٔ اسب است و آن بسیار بودن موی پیشانی است چنانکه چشم را فراگیرد. (از صبح الاعشی ج ۲ ص ۲۴).
کلمات همقافیه با «غمم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مم» برای سرودن شعر