معنی غمص

معنی غمص

6 بازدید
[ غَ ] (ع مص) شکر نکردن نعمت را. (منتهی الارب) (آنندراج). ناسپاسی کردن نعمت را. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). || خرد و خوار شمردن و بر هیچ ناداشتن چیزی را. || عیب گرفتن بر کسی سخن را. (منتهی الارب) (آنندراج). عیب کردن کسی را. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). || مسخره کردن. (دزی ج ۲ ص ۲۲۷). || سستی ورزیدن به حق کسی. || دروغ گفتن. یقال: لاتغمص علی؛ یعنی دروغ مباف بر من. || روان گردیدن خم چشم. (منتهی الارب) (آنندراج). ژفکین شدن چشم. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). و رجوع به غَمَص شود. || (اِ) خم چشم که روان باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). زفگ. چرک چشم و پیخال چشم. (از غیاث اللغات). ژفکاب.
[ غَ مَ ] (ع مص) روان گردیدن خم چشم. (منتهی الارب). جاری شدن چرک تر چشم. (از اقرب الموارد). || (اِ) خم چشم که روان باشد. (منتهی الارب). رَمَص. (اقرب الموارد). و رجوع به غَمص شود.
[ غَ مِ ] (ع ص) عیبگیر: رجل غمص علی النسب؛ بسیار عیب گیرنده بر نسب مردم. (از اقرب الموارد).
[ غُ ] (ع ص، اِ) جِ اَغمَص و غَمصاء . (اقرب الموارد). رجوع به همین کلمه ها شود.

کلمات هم‌قافیه با «غمص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید