معنی غمش
7 بازدید
[ غَ مَ ] (ع مص) تاریک شدن نظر کسی از گرسنگی یا تشنگی. و یا بمهمله سوء البصر اصلی، و بمعجمه عارضی که میرود. (منتهی الارب) (آنندراج). ضعیف شدن چشم با جریان اشک در اکثر اوقات. صفت آن اغمش است. (از المنجد).
کلمات همقافیه با «غمش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مش» برای سرودن شعر