معنی غمز کردن
7 بازدید
[ غَ کَ دَ ] (مص مرکب) سخن چینی کردن. سعایت. وشایت. (تاج المصادر بیهقی): مرا غمز کردند کان پرسخن به مهر نبی و علی شد کهن. منسوب به فردوسی (از چهارمقالهٔ عروضی). غمز کردندش که اینجا کودکی است نامد او میدان که در وهم شکی است. مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «غمز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر