معنی غمزگان
6 بازدید
[ غَ زَ ] (اِ) جِ غَمزه. رجوع به غمزه شود. این جمع بر خلاف قیاس است چه اسم معنی را معمولاً با «ها» جمع بندند و نظیر این است الفاظ سخنان و گناهان و غیره : سروست و کوه سیمین جز یک میانش سوزن حصن است جان عاشق وز غمزگانش بلکن. بوالمثل. غمزگانت قصد کین دارند وز من در غمت سایه ای مانده ست بوک این کین ز پیراهن کشند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «غمزگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر