معنی غمزهٔ لاجوردی
8 بازدید
[ غَ زَ / زِ یِ وَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از نازها و غمزه های غیرمکرر باشد. (برهان قاطع) (آنندراج). کنایه از ناز و غمزه. (انجمن آرا). ناز خنک بی محل. (فرهنگ رشیدی): افتاده اگر کبود چشم تو چه باک از غمزهٔ لاجوردیم ذوقی هست. ظهوری (از فرهنگ رشیدی).
کلمات همقافیه با «غمزهٔ لاجوردی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر