معنی غمزده

معنی غمزده

6 بازدید
[ غَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آنکه غم به وی رسد. غم رسیده. مغموم : ای عزیزان غمزده بنالید و ای یتیمان غمخوار بگریید. (قصص الانبیاء ص ۲۴۱). یاران غمزده می آیند که ای مهربان مشفق تو میروی ما را میگذاری. (قصص الانبیاء ص ۲۴۲). گردن اعدات بادا از حسام غم زده غمزده اعدات و احباب تو زآن غم شادکام. سوزنی (دیوان ص ۱۷۲). ای غمزدهٔ خاکی کز آتش غم جوشی آبی که جز از آتش بر باد نخواهی شد. خاقانی. گر جان ما به مرگ منوچهر غمزده ست تو دیر زی که دولت تو غم نشان ماست. خاقانی. علم اللََّه که ز من غمزده تر هیچکس نیست ز اخوان اسد.خاقانی. این غمزده را گناه کم نیست کآزرم تو هست هیچ غم نیست.نظامی. کاین نامه که هست چون پرندی از غمزده ای به دردمندی.نظامی. من غمزده و تو نازنینی با من به چه روی می نشینی.نظامی. ور بود در حلقه ای صد غمزده حلقه را باشد نگین ماتم زده.عطار. هر جا که روی زنده دلی بر زمین تو هر جا که دست غمزده ای بر دعای توست. سعدی (غزلیات). ز چشم غمزده خون میرود ز حسرت آن که او به گوشهٔ چشم التفات فرماید. سعدی (طیبات). دوش می آمد و رخساره برافروخته بود تا کجا باز دل غمزده ای سوخته بود.حافظ. بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست. حافظ. زهی خجسته زمانی که یار بازآید به کام غمزدگان غمگسار بازآید. حافظ.

کلمات هم‌قافیه با «غمزده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید