معنی غمروزی
5 بازدید
[ غَ ] (ص مرکب) آنکه غم نصیب وی باشد. غم رسیده. غمناک : چون صبح درآمد بجهان افروزی معشوقه بگاه رفتن از دلسوزی میگفت دگر که با من غم روزی صبحا چو شفق چون شفقت ناموزی. انوری (دیوان ص ۶۲۸).
کلمات همقافیه با «غمروزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر