معنی غمرة

معنی غمرة

5 بازدید
[ غَ رَ ] (ع اِ) سختی فراهم آمدنگاه چیزی. ج، غَمَرات، غِمار، غُمَر. (منتهی الارب) (آنندراج). سختی. (ترجمان علامهٔ جرجانی). دشواری. (دهار). سرگردانی و سختی. (مهذب الاسماء): غمرةالشی ء؛ شدته و مزدحمه. (از اقرب الموارد). تنگی و شدت. سختی مرگ. هر سختی که باشد. || انبوهی مردم. || گروه مردم پراکنده از هر جای. || بسیاری آب. ج، غِمار. (منتهی الارب) (آنندراج). آب بسیار. (ذیل اقرب الموارد). || گرداب. (مهذب الاسماء) (تفسیر ابوالفتوح رازی). || مجازاً بمعنی انهماک در باطل. (ناظم الاطباء). غفلت و جهل و حیرت و ضلالت. (تفسیر ابوالفتوح رازی): {/Bفَذَرْهُمْ فِی غَمْرَتِهِمْ حَتََّی حِینٍ . ۱-۵۲۳:۵۴/}(قرآن ۲۳/۵۴). || غمرة الموت؛ سختی مرگ.
[ غُ رَ ] (ع اِ) روی شویه. (مفاتیح خوارزمی) (بحر الجواهر). نوعی از طلا که زنان بر روی مالند. (منتهی الارب) (آنندراج). نوعی از اطلیه که از ورس سازند و زنان بر روی مالند. (ناظم الاطباء). || زعفران. || (ص) زن گول. (منتهی الارب) (آنندراج). تأنیث غُمر. زن احمق و نادان و غافل. رجوع به غُمر شود.
[ غَ رَ ] (اِخ) آبخوری است در راه مکه، حد فاصل میان تهامه و نجد. (منتهی الارب). آبشخوری در راه مکه و یکی از منازل آنجاست. ابن الفقیه گوید: غمرة از اعمال مدینه در راه نجد است و رسول خدا (ص) عکاشةبن محصن را به جنگ آنجا فرستاد. (از معجم البلدان).
[ غَ مِ رَ ] (ع ص) دست چربش آلوده. (منتهی الارب): یدی من اللحم غمرة؛ ای زهمة. (اقرب الموارد). آلوده بچربی. || (اِ) جامه ای است سیاه رنگ که غلامان و داهان پوشند. (منتهی الارب). جامهٔ سیاه رنگی است که بندگان و کنیزان پوشند. (از اقرب الموارد).
[ غَ رَ ] (اِخ) کوهی است. شمردل بن شریک گوید: سقی جدثاً اعراف غمرة دونه ببیشة دیمات الربیع هو اطله و مابی حب الارض الا جوارها صداها و قول ظن انی قائله. و ذوالرمة گوید: تقضین من اعراف لین و غمرة فلما تعرفن الیمامة عن عفر. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «غمرة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید