معنی غمرات
10 بازدید
[ غَ مَ ] (ع اِ) جِ غَمرَة. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ترجمان علامهٔ جرجانی). رجوع به غَمرة شود. (غیاث اللغات) (آنندراج): و شکر بعد معالجة کل مغلق من الغمرات و مدافعة کل مولم من الملمات. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۰۰). و غمرات و عبرات اسقام و آلام را به مجاهدات و معالجت اطبا انجلا افتد. (تاریخ بیهق ص ۴). در حیاطت حفظ و صیانت حرز باری تعالی از این غمرات بسلامت برون افتاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱۲۷۲ ص ۴۰۸). || غمرات موت؛ سختیهای مرگ. رجوع به غَمرة شود.
کلمات همقافیه با «غمرات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر