معنی غمباده
[ غَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) بیماریی بود که بسبب غم خوردن بسیار عارض شود. (برهان قاطع). ظاهراً همان غم باد است. رجوع به غم باد شود. و در حاشیهٔ برهان قاطع چ معین آمده: ظاهراً غم باره است، بمعنی کسی که بسیار غم خورد. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «غمباده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر