معنی واژه غلیلة
4 بازدید
[ غَ لَ ] (ع ص، اِ) تأنیث غَلیل. (اقرب الموارد). رجوع به غلیل شود. || زره یا میخ که حلقه های زره را فراگیرد. (منتهی الارب). واحدة الغلائل، و هی الدروع او مسامیرها لجامعة بین رؤوس الحلق. (اقرب الموارد). || بطینه که زیر زره پوشند. ج، غَلائِل. (منتهی الارب) (آنندراج). واحدة الغلائل، و هی بطائن تلبس تحت الدروع. (از اقرب الموارد).