معنی واژه غلیج
5 بازدید
[ غَ ] (اِ) انگز. (از فرهنگ اسدی) (فرهنگ اوبهی). بیلی که با آن زمین را هموار کنند. رجوع به انگز شود: چون غلیجی که بند برکند (کذا؟) کیست چون تو فژاگن و فژغند. ؟ (فرهنگ اسدی). || بت که تراشند. (فرهنگ اسدی) (فرهنگ اوبهی).