معنی واژه غلک
4 بازدید
[ غُ لْ لَ ] (اِ) کوزه ای باشد که سر آن را به چرم گیرند و سوراخی در آن کنند، و تمغاچیان و راهداران و غیرهم زری که از مردم بگیرند در آن کوزه ریزند، و در بعضی از مزارها و بقعه ها نیز هست که مجاوران و خدمهٔ آنجا زر خیرات و نذورات در آن ریزند و در قمارخانه ها معمول و «غلک قمارخانه» مشهور است. (برهان قاطع). کوزگک سفالین یا صندوقچهٔ فلزی که کودکان پول در آن ریزند و جمع کنند. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). ظرفی که پول در آن ذخیره نهند بچه ها و شاگردان دکان و امثال آن، و آن ظرف را سوراخی باشد که پول از ضخامت در آن فروشود، و نیز از آن سوراخ بیرون نتوان کردن. غولک. غوله. قیاس کنید با قله (سبوی بزرگ). غله (کوزهٔ کوچک). (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). طبل. کولک. قُلَّک. رجوع به قلک شود.